جوجوی کوچولوی من

بازم ساک خالی

1393/6/16 12:10
نویسنده : نونو اس ال
1,291 بازدید
اشتراک گذاری

نی نی خوشگلم قربونت برم بازم رفتی پیش خدا مامانو بابا رو تنها گذاشتی؟

5 شنبه رفتم آز بتا دادم با اینکه بی بی چکم منفی بود و میدونستم منفی میشم بازم ته دلم امید داشتم فکر میکردم خدا اگه نمیخواست نمیذاشت انتقال بدم

اما بازم خدا نخواست خدایا چقدر بهت التماس کردم حکمتت چیه واقعاً کاش میدونستم شاید آروم میشدم

انقدر گریه و هق هق کردم که حالم بهم خورد تو بیمارستان بیچاره سیاوش

دیروز رفتم پیش پاکی
جمعه شب رفتیم اسم بنویسم که هیچ برگه ای نبود سیاوش طفلکی صبح از ساعت 5 اونجا بود تا اسممو نوشت نفر 8 بودم
موقع پذیرش خانم صیادی گفته بود چون با جواب ای وی اف منفی اوومدین نیازی به وقت و ویزیت نیست
منم که ساعت 8 رفتم آز بدم سیاوشو دیدم و گفتم اینا باید پرونده منو بیارن بیرون تا پاکی یادش بیاد من کیم باید سونو هم بشم

خلاصه بعد از آز رفتیم مطب خانوم صیادی که دیگه بعد از این همه مدت منو خوب میشناسه گفت تو باز منفی شدی گفتم آره و اتفاقاً امروز اوومدم میخوام با دکتر صحبت کنم چون دیگه خسته شدم پس برای من نوبت بذارید لطفاً گفت نمیخواد دکتر خودش یادشه تورو گفتم میخوام سونو هم بشم گفت حتماً سونو هم میشی گفتم میخوام با دکتر دعوا کنم گفت اشکالی نداره ولی نیازی به نوبت گرفتن نیست برو ساعت 1 بیا
منم برگشتم سر کار ساعت 12:30 رفتم سمت مطب

اول رفتم جواب آزمو از بیمارستان گرفتم این بار از زیر 2 شده بود 2 خیلی جالبه
بعد رفتم مطب تا خانوم صیادی رو دیدم سلام که کردم گفت آزمایشاتو بده منم بهش گفتم قربونت برم خانوم صیادی من حالم خیلی بده استخون درد شدید دارم (من همیشه ماهی یه بار وسطای سیکلم اینجوری میشم استخون درد شدید مثل آنفولانزا ولی بعد از انتقالم این بار پنجم بود دیگه نای درد کشیدن نداشتم) گفت باشه کارتو زود راه میندازم واقعاً هم زود منو فرستاد اتاق سونو خدا خیرش بده

رفتم رو تخت سونو و آماده شدم تا دکتر اوومد گفت تو چرا باز منفی شدی جنینات که عالی بود
منو میگی عصبانی شدم گفتم واقعاً چرا دکتر ؟! شما باید بگین ! باز چی شده؟ من دیگه خسته شدم دیگه نمیکشم دکتر شروع کرد سونو و یه هو گفت ببین ساک به این بزرگی به خانوم صیادی گفت بیا ببین گفتم پس موضوع چیه دکتر ؟ دکتر دستگاه سونو رو در آورد و گفت خودت بیا ببین کاملاً مشخصه دیدم دلم لرزید گفتم خدایا باز ساک خالی تحویل من دادی !! آخه چرا خدا جونم؟؟!
فوری هم به خانوم صیادی گفت برای سونوی ترانس واژینال بنویس بره انجام بده برگرده
منم دیگه دادم در اوومد زدم زیر گریه گفتم دکتر آخه چرا اینجوری میشه ؟ من دیگه خسته شدم مگه من موش آزمایشگاهی شما هستم ؟ ! یه فکری به حال من بکنید بیچاره پاکی که دید من حسابی قاطی کردم با خوشرویی گفت بدو برو سونو بده بیا خانوم تا بگم چیکار کنی

واییییییییییییییییییییییی حالا نوبت سونو بود همه گفتن برو دکتر خودکار سریع خومو رسوندم دکتر خودکار دیدم بست سرایدارشون گفت تازه رفتن ساعت 3 و 4 میان منم دوباره برگشتم طرف مطب سر راه رفتم بیمارستان آپادانا سوال کردم شما سونوی ترانس واژینال دارین گفتن نه رفتم داروخانه قائم تو سپه بد قرنی از اوونا پرسیدم یه سونو گرافی خوب این طرفا میشناسین گفتن نه منم رفتم مطب و نشستم تا حدودای یک ربع به 3 رفتم برای سونو دوباره بسته بود داشتم از درد و استرس میمردم رفتم رو پله ها نسشتم تا بیان از درد به خودم میپیچیدم تا 3:30 نشستم کسی نیومد دیگه داشتم راه میوفتادم که برم که یه آقای دکتر بد اخلاقی اوومد ازش پرسیدم دکتر خودکار کی میان گفت ساعت 5:30 میاد امروزم خیلی شلوغه باید بین مریض بری نوبتت بشه ساعت 8:30 تا 9 دیدم اینجوری خیلی دیر میشه برگشتم مطب از یکی از ماماها پرسیدم تا کی هستین مطب گفت تا 8 گفتم پس من کجا برم سونو گرافی آخه ماماهه یه کارت بهم داد گفت بذار از دکتر بپرسم اگه اینجا رو قبول داشت برو اینجا.دکتر تا از اتاق اوومد بیرونو منو دید گفت بدو سونوتو بیار ببینم گفتم من هنوز سونو نکردم دکتر خودکار بسته بود گفت خوب برو جای دیگه برو بیمارستان آبان اگه مرد باشه عیبی نداره گفتم نه عیبی نداره گفت برو پیش دکتر جاویدی

برفتم بیمارستان آبان قسمت پذیرش سونو یه آقای خوش اخلاقی اونجا بودگفتم میخوام سونو کنم گفت همین الان بستن رفتن وایییییییییییییی خدایا چرا کارم امروز انقدر گره خورده گفتم تورو خدا آقا شما بگو من چیکار کنم آقای مهربون گفت دخترم انقدر استرس نداشته باش الان بهت آدرس میدم ولی اول زنگ بزن ببین این سونوی ترانس واژینال رو انجام میدن یا نه بعد برو.سونوی دکتر سید زاده رو که مامای پاکی میخواست بهم بده رو بهم آدرس داد تو میدون ولی عصر بود وقتی زنگ زدمو پرسیدم خانومه گفت داریم ولی شلوغه گفتم من مریض دکتر پاکروشم لطفا گفت بیا کمی معطل میشی فوری دربست گرفتم و رفتم
وقتی رفتم و گفتم من همون مریض پاکروشم که زنگ زده بودم شروع کرد سوال کردن گفت بار اولته ای وی اف شدی گفتم نه بار 5 همش پیش پاکروش گفتم نه 2 بارش رویان بودم گفت پاکروش که خیلی تعداد مثبتاش زیاده گفتم من مشکل ژنتیک دارم و از تخمک اهدائی استفاده کردم خلاصه کلی دلش نرم شد بازم کلی سوال پرسید کلا خانوم خوشرویی بود گفتم خانوم به خدا حالم خیلی بده دارم از استخون درد میمیرم توروخدا
گفت باشه سعی میکنم زودتر بفرستمت داخل

خلاصه ساعت 5:30 رفتم بالاخره رو تخت سونو دکتر یه آقای مسنی بود خوش اخلاق بود جواب سلاممو که داد شروع کرد به سونو اول سونوی شکمی کرد بعد سونوی واژینال وقتی کیسه رو دید گفت اولین روزآخرین پریت کی بوده گفتم 12 مرداد گفت این کیسه خیلی بزرگتره گفتم به خاطر اینکه من انتقال جنین دادم و امروز روز 16 انتقال هستم بع از یکمی بررسی گفت برو بعدم گزارش رو نوشت و داد همون موقع دیگه سیاوش زنگ زد و گفت نزدیک مطب پاکیه و گفت کجایی بیام دنبالت و اوومد دنبالم با هم رفتیم پیش پاکی
پاکی وقتی دید گفت ببین چی نوشته کیسه خیلی بزرگه و جفت هم این بار تشکیل شده . این کیسه مال یک هفته یا 10 روزه ولی گلبولای سفیدت حمله کردن و جفت رو تخریب کردن اینا رو از رو گزارش دارم بهت میگم

کیسه نی نی 3.7 سانت بود خیلی بزرگ بود الهی بمیرم براش
منم فوری گفتم تقصیر شماست دکتر قرار بود به من سرم بدین ندادین گفت به اوون ربطی نداره خانوم بعد برام آز CD69 نوشت من گفتم من همه این CD  ها رو انجام دادم گفت این فرق داره برو آرمین انجام بده بعدم یه ظرف بهم داد که توش فرمالین بود گفت یه چیزی مثل گوشت ازت دفع میشه بذارش تو این ظرف و برای من بیار برای دردت هم شیاف دیکلوفناک بذار این بار دردت خیلی خیلی زیاده

خلاصه رفتیم آزمایشگاه آرمین که خیلی هم شلوغ بود بعد از 45 دقیقه بالاخره آزمایشمو انجام دادم شد 254000 تومن بعدم گفتن تا 2 ماه دیگه حاضر میشه من گفتم 2 ماه خیلی طولانیه دکتر خوشروی اونجا گفت شما بعد از یکماه با ما در تماس باش اگه زودتر حاضر شد بیای بگیری

بعدم برگشتم خونه مثل جنازه بودم ساعت 9 شب خوابم برم انقدر خسته بودم

خدایا بازم شکرت اگه دکتر تشخیص بده و بتونه راه درمانی پیدا کنه خیلی خیلی ممنون میشم

فقط خدایا تحمل اینکه بگه رحمت به درد نمیخوره و رحم اجاره ای و ... ندارم وای خدایا تحمل این یکی رو دیگه ندارم خدایا خودت کمکم کن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)